تبليغاتX
خط خطی های ذهن من
مغز یه آدم ممکنه خالی بشه ؟! بشه ضربه میزنم صدای هندونه میده :|

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم بهمن 1390ساعت 14:41 توسط عاطفه |


قشر زحمت کش جامعه که میگن ! یکیش منماااااااااااااااااااااااااااااااا :)

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 14:26 توسط عاطفه |


هیچکس اداره نیست !! همه پیچوندن رفتن !! جایی ندارم برم ٬ اومدم ببینم اینجا چه خبره !! دلم چقدر واسه اینجا تنگ شده بود...

لعنتی !

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 11:24 توسط عاطفه |


تو خلسه كه بري ديگه نه مغزت فرمون ميده !!‌نه دلو دستت به كاري ميره !!


+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 16:10 توسط عاطفه |


«رویه هر پله ای که باشی خدا یک پله از تو بالا تره نه به خاطر این که خداست چون می خواد دستت رو بگیره!!!!»
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 19:13 توسط عاطفه |


+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 11:29 توسط عاطفه |


مكاره ي آفاق است اين يار كه من دارم!

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 12:51 توسط عاطفه |


گفت : ادم که بشی بر میگردم!!!

خدایا من که آدم شدم٬ پس چرا برنگشت؟!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389ساعت 17:15 توسط عاطفه |


داغی که رو دلموند موند ....تا ابد میمونه !!! روحت شاد :)

رفتنت ساده اس اما کم نیست !!!!

 

+ نوشته شده در شنبه دهم مهر 1389ساعت 18:49 توسط عاطفه |


ژورنالیست شدم !!!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 14:5 توسط عاطفه |